پرخاش نگاهت

زمانی که عاشق بودی

مهربانانه فرارم می داد

  

مشکلی نیست!
 

بده بستان که نیست

قسمت زیبای اش اینجاست

که تمام روز های من به تو می رسند

                                             در انتهای گذرشان

 

آخر در مشت هایت

تکه ای از زندگی را پنهان کرده ای

و تقصیر تو هم نیست

که عشق تدریس نمی شود

 

حال،

اینکه برایت می نویسم

بهانه ی با تو بودن است

و گرنه این واژه های نخ نما

که در خمیازه ی کاغذ هم گم می شوند

چه قابل شما را دارد