آقای خوبم

گرفته دلم ...

از این جمعه های خالی و غمگین که نه؛

از خودم..

که خون به دلت کرده ام ...

 

دکتر علی شریعتی

آنها (دشمنان) از فهمیدن تو می ترسند ...

از گاو که گنده تر نمیشوی،می دوشنت!

 و از اسب که دونده تر نمیشوی،سوارت میشوند ...

 و از خر که قوی تر نمیشوی،بارت میکنند ...

 آنها از فهمیدن تو میترسند...

برای مادرم

تمامِ زند‌گی‌ام را اگر

تاخت بزنم با چشم‌هایت

باز هم بدهکار تو اَم ...

!

فکر می کردم تو همدردی

ولی نه!

تو هم دردی!

یا مهدی ...

تو

سَر  باز می خواهی و ما

هنوز دل  نباخته ایم ...

شعبان که به نیمه می رسد آقاجان

...ما تازه به یادمان می آید هستی

خدایا

بالاتر از بهشت چه داری؟

برای زیر پای مادرم می خواهم ...


به بهشت نمی روم ، اگر مادرم آنجا نباشد...

دستان آلوده


پدرم یک دانه گندم خورد

از بهشت رانده شد!

من کجا روم با این خرمن؟

زهره براتی

پشت یک لبخند

پنهان است

تمام بغض های من . . .