ماهیگیر دلش سوخت...

این ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمیکرد...!

چه فرقی میکند...

در سیرک یا خانه؟!

خنده ات که تلخ باشد...

دلت که پر باشد...

تو هم دلقکی!

عاشقانهایت را آرامتر زمزمه کن

اینجا پوزخند می زنند به احساسات ِ تو


 

برای چشمهایم نماز باران بخوان

بغض کرده...

ابریست...

اما نمیبارد. . .

در گوش نوزادی که مرده به دنیا آمده بود

آرام گفتم:ناراحت نباش

چیزی را از دست نداده ای. . .

اینجا آمل...هوا بارونیه

 

باران دلگیرم میکرد

به ابرها قرص ضد بارداری دادم . . .

هرچه میروم نمیرسم!

نکند کلاغ آخر قصه ها من باشم. . .

از بین تمام ردیف های موسیقی

این روزها دلم فقط

شـــــــــور میزند . . .

به من بگو: نگو . . .نمی گویم

اما نگو: نفهم!

که من نمی توانم نفهمم

من می فهمم . . .

با اینکه یک عمر درد  "کشید"

اما هیچ اثری از خود به جای نگذاشت . . .

سرگردانی. . .

یعنی:شنیدن عطر تو

و

عابران بی شمار . . .

اگر حرف مفت را می خریدند

خیلی ها میلیاردر بودند . . .

بچه های فقیر

فقط در زنگ انشاء کنار دریا می روند . . .

باران

از پله های ابر پایین می آید

بی ذوقی نکن چتر سیاه . . .