بغض کردم

   چقدر لال ماندم

          بین حرفایم.

 

***          ***          ***

 

خدایا چه کسی باغبان است

در این باغ ِ همیشه خزان

و چه کسی کامران است

میان این همه پیر و جوان

چیست این بازار در ظلمت خود نهان

که در آن تنها پول می‌درخشد

بی‌آنکه دیده شود

چه چیزی فروخته می‌شود

چه کسی آن را می‌خرد

 

***           ***          ***

 

در این شب ِ غم انگیز و گریه آور

بگذار شعرم پیش ِ تو باش

در دست‌های خیس تو

اینجا

هر غروب

احتمال دارد که شعر بمیرد

پ.ن: رسول یونان!!

پ.ن: شبی عجیب است ...