X
تبلیغات
شب شعر - غربت محزون

شب شعر

غربت محزون

چشم هایی که فریاد زدند ...

دست هایی که دیدند ...

سرهایی که پرواز کردند ...

لب هایی که خواندند ...

حنجره هایی که گلگون شدند ...

و یاس های پرپر ...

همه و همه شاه بیت غزلی بودند که عشق را به تغزل نشستند ...

و افلاکیان هنوز انگشت به دهان عشق بازی زمینیان آسمانی اند ...

بر پهنه این خاک شرمسار ...

تاسوعا و عاشورای حسینی بر همه افلاکیان تسلیت باد ...


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 23:55  توسط AZADEH  |